خرید بک لینک
یه سریا خیلی خوبن

هرچقدر هم که از دستشون ناراحت باشی، یه ذره که سرشون درد بگیره، حالشون بد بشه، کلا ناراحتی یادت میره و واسه خوب شدنشون هر کاری میکنی

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 16:08

چند روزی بود هوس خوراکیِ شورِ هیجان انگیز کرده بودم امشب سیب زمینی پنیر سفارش دادم مانده بودم نوشیدنی چی سفارش بدم که اسم سان شاین به چشمم خوردخودم تا به حال سفارش نداده بودم ولی توی فیلمهای خارجی دیده بودم که یک نوشیدنی الکل دارِ سه رنگ هست، زرد نارنجی قرمز و برای همین هم اسمش سان شاین میباشد خلاصه

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 16:08

میخواهیم بخوابیم

بوی عطرش می آید ذوق مرگ میشویم خوابمان نمی برد

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 16:08

صبح کله صحر داشتیم حاضر میشدیم که بیاییم سرِکار

فکر کردیم اگر ده میلیارد تومان پول داشتیم چه کارهایی میکردیم

نشستیم تقسیم بندیش کردیم و کلی کِیف داد

خواستیم راه بیوفتیم احساس غرور داشتیم!

فکر پول خیلی کِیف میدهد! ببین خودِ خودش چقدر کِیف دارد!

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 16:08

این که یک پروسه ای سیستمی جلو بره خیلی هم عالیه ولی نه این که همه کارها دو برابر بشه! این بار چندمه که دارم این قضیه رو میبینم، الان پروپوزالم رو به استاد راهنما و مشاور و مدیر گروه دادم دونه دونه خوندن امضا کردن حالا از طریق سیستم داشگاه دوباره پروپوزال رو آپلود کردم همه اینا دوباره باید امضا کنن!!

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 8:59

هیچ حرفی ندارم که بزنم

فقط دلم میخواهد کشورم را در آغوش بگیرم تا با هم گریه کنیم

همین

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 10:40

اوضاع آرام است خدارا شکر

امروز به نگاه های مردم در خیابان دقت کردید؟

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 10:40

میگه خواهرزادشو شهریور به دنیا آوردن که یک سال عقب نیوفته از مدرسه

میگم واسه چی آخه؟

میگه الان سر کلاس از همه کوچیکتره

الان این خوبه؟ چرا؟ از چی جا میمونه؟ چی مهمتر از بچگی کردنه؟ مگه بچه بودن تکرار میشه که یک سالشو انقدر راحت از بچتون میگیرین؟!

الان شما از یک سال عقبترتون چقدر جلویین؟ چی کار میکنین با بچه هاتون؟؟

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 10:40

مادر جانم از سفر آمد

یک عدد باران کوچولو هم به دنیا آمد

سالگرد آشناییمان هم بود

سیزدهم بود

کادوی باران هم دیرتر از خودش میرسد، عجله کرد زود آمد کادویش جاماند

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 16:33

مامان جانمان را فرستادیم سفر

دلمان سیر و سرکه ای شده

کلا بیماری نگرانی داریم ، هر کسی هر کاری بکند ما نگرانیم!

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 23:04

مامان رفته مسافرت و سخت دلتنگیم

فکر نمیکردیم اینقدر لوس باشیم!

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 23:04

یک ماه است میخواهیم یک گلدان کاج بگیریم

نمی شود! هی امروز و فردا!

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 23:04

زمان اهمیت دارد

به زمان یکدیگر احترام بگذاریم

اگر قرار است ساعتی جایی باشیم، باشیم!

بدقولی نه باکلاس است نه بامزه نه هیچی

برای طرف مقابلمان و وقتی که میگذارد احترام قائل شویم

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 23:04

فردا خواهرجانمان نمایشگاه دارد

مدرسه شان هر سال یک نمایشگاه از کارهایشان برگزار میکند

برایش گل سفارش دادیم که ببریم

خودمان خیلی ذوق داریم

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

اساتید گرانقدر خودشان با خودشان مشکل دارند

بعد توقع دارند ما با آنها بی مشکل باشیم!

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

چه کسی فکرش را میکرد در بیست و پنج سالگی به کرم دور چشم و

سرم ضد چروک رو بیاوریم؟

آوردیم!

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

در حال انجام کارهای هیجان انگیز هستیم

کمتر از یک ماه مانده به چهارمین سالگرد آشناییمان

کادوی هیجان انگیزی تدارک دیده ایم! پر از احساس

سرشاز از ذوقیم

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

سرم درد میکنه، از صبح درد میکنه، از وقتی که گفت دیشبو نخوابیده

صبح بود و هنوز نخوابیده بود، احساس کردم دیشبو تا صبح نخوابیدم

کتاب خوندم، سند زدم، سرمو با دست گرفتم، پرسیدم رسیدی خونه ؟ بخواب

سند، کتاب،سر درد، رسیدی؟

خوابیدی؟ کتاب، سند، درد

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

من رای میدهم

نه به کسی که تو می خواهی!

تو هم رای بده

نه به کسی که من می خواهم!

تا کی قرار است به حق یکدیگر بی احترامی کنیم؟! فردیتمان چه شده؟

تا کی می خواهیم برای هم بی وقفه متاسف باشیم؟!

به نظر ، فکر و اعتقاد هم احترام بگذاریم، این اساس رای گیری است!

من به کسی رای می دهم که باید تَکرارش کنم و تو به هرکسی که صلاح میدانی رای بده

رای یعنی همین

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

یک مدتی هست که آدم هیچ کاری ندارد

سرش خلوتِ خلوت است

حوصله اش سر میرود

مگس می پراند

بعد ناگهان برنامه ای جور می شود

بعد از آن برنامه بعدی

بعد مشکل

بعد تفریح

بعد نمی تواند سرش را بخاراند!

جدا چرا؟

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

مهتابی هستم پر از استرس

خدا جون همه امید ما تویی

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

صبح است

بیدار شده ایم

در دلمان رخت میشورند

نذر کرده ایم

حالمان در یک کلمه "خراب است"

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 8:54

صفحه بندی