هرچقدر هم که از دستشون ناراحت باشی، یه ذره که سرشون درد بگیره، حالشون بد بشه، کلا ناراحتی یادت میره و واسه خوب شدنشون هر کاری میکنی
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
بوی عطرش می آید ذوق مرگ میشویم خوابمان نمی برد
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
فکر کردیم اگر ده میلیارد تومان پول داشتیم چه کارهایی میکردیم
نشستیم تقسیم بندیش کردیم و کلی کِیف داد
خواستیم راه بیوفتیم احساس غرور داشتیم!
فکر پول خیلی کِیف میدهد! ببین خودِ خودش چقدر کِیف دارد!
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
فقط دلم میخواهد کشورم را در آغوش بگیرم تا با هم گریه کنیم
همین
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
امروز به نگاه های مردم در خیابان دقت کردید؟
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
میگم واسه چی آخه؟
میگه الان سر کلاس از همه کوچیکتره
الان این خوبه؟ چرا؟ از چی جا میمونه؟ چی مهمتر از بچگی کردنه؟ مگه بچه بودن تکرار میشه که یک سالشو انقدر راحت از بچتون میگیرین؟!
الان شما از یک سال عقبترتون چقدر جلویین؟ چی کار میکنین با بچه هاتون؟؟
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
یک عدد باران کوچولو هم به دنیا آمد
سالگرد آشناییمان هم بود
سیزدهم بود
کادوی باران هم دیرتر از خودش میرسد، عجله کرد زود آمد کادویش جاماند
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
دلمان سیر و سرکه ای شده
کلا بیماری نگرانی داریم ، هر کسی هر کاری بکند ما نگرانیم!
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
فکر نمیکردیم اینقدر لوس باشیم!
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
نمی شود! هی امروز و فردا!
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
به زمان یکدیگر احترام بگذاریم
اگر قرار است ساعتی جایی باشیم، باشیم!
بدقولی نه باکلاس است نه بامزه نه هیچی
برای طرف مقابلمان و وقتی که میگذارد احترام قائل شویم
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
مدرسه شان هر سال یک نمایشگاه از کارهایشان برگزار میکند
برایش گل سفارش دادیم که ببریم
خودمان خیلی ذوق داریم
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
بعد توقع دارند ما با آنها بی مشکل باشیم!
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
سرم ضد چروک رو بیاوریم؟
آوردیم!
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
کمتر از یک ماه مانده به چهارمین سالگرد آشناییمان
کادوی هیجان انگیزی تدارک دیده ایم! پر از احساس
سرشاز از ذوقیم
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
صبح بود و هنوز نخوابیده بود، احساس کردم دیشبو تا صبح نخوابیدم
کتاب خوندم، سند زدم، سرمو با دست گرفتم، پرسیدم رسیدی خونه ؟ بخواب
سند، کتاب،سر درد، رسیدی؟
خوابیدی؟ کتاب، سند، درد
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
نه به کسی که تو می خواهی!
تو هم رای بده
نه به کسی که من می خواهم!
تا کی قرار است به حق یکدیگر بی احترامی کنیم؟! فردیتمان چه شده؟
تا کی می خواهیم برای هم بی وقفه متاسف باشیم؟!
به نظر ، فکر و اعتقاد هم احترام بگذاریم، این اساس رای گیری است!
من به کسی رای می دهم که باید تَکرارش کنم و تو به هرکسی که صلاح میدانی رای بده
رای یعنی همین
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
سرش خلوتِ خلوت است
حوصله اش سر میرود
مگس می پراند
بعد ناگهان برنامه ای جور می شود
بعد از آن برنامه بعدی
بعد مشکل
بعد تفریح
بعد نمی تواند سرش را بخاراند!
جدا چرا؟
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
خدا جون همه امید ما تویی
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی
بیدار شده ایم
در دلمان رخت میشورند
نذر کرده ایم
حالمان در یک کلمه "خراب است"
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمی